کلمه جو
صفحه اصلی

سمخه

لغت نامه دهخدا

( سمخة ) سمخة. [ س ِ خ َ ] ( ع اِمص ) هیئت گوش دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): انه لَحَسَن ُ السِمْخَة؛ نیکو نگاهدارنده مسموعات است. ( منتهی الارب ).

سمخة. [ س ِ خ َ ] (ع اِمص ) هیئت گوش دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ): انه لَحَسَن ُ السِمْخَة؛ نیکو نگاهدارنده مسموعات است . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: