آباد گشتن آبادی یافتن آبادان شدن
عمارت یافتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمارت یافتن. [ ع َ / ع ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آباد گشتن. آبادی یافتن. آبادان شدن :
بزهد و طاعت یابد عمارت و نزهت
دل معطل مانده شده خراب و طلل.
بزهد و طاعت یابد عمارت و نزهت
دل معطل مانده شده خراب و طلل.
ناصرخسرو.
کلمات دیگر: