ابن سعد
عمر زهری
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمر زهری. [ ع ُ م َ رِ زُ ] ( اِخ ) ابن ابراهیم. رجوع به عمر شافعی شود.
عمر زهری. [ ع ُم َ رِ زُ ] ( اِخ ) ابن سعد. رجوع به عمر مدنی شود.
عمر زهری. [ ع ُم َ رِ زُ ] ( اِخ ) ابن سعد. رجوع به عمر مدنی شود.
عمر زهری . [ ع ُ م َ رِ زُ ] (اِخ ) ابن ابراهیم . رجوع به عمر شافعی شود.
عمر زهری . [ ع ُم َ رِ زُ ] (اِخ ) ابن سعد. رجوع به عمر مدنی شود.
کلمات دیگر: