آبادان گشتن آباد گشتن
عمارت شدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمارت شدن. [ ع َ / ع ِ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آبادان گشتن. آباد گشتن :
به حکمت چون عمارت شد دلت نیکوسخن گشتی
که جز ویران سخن ناید برون از خاطر ویران.
به حکمت چون عمارت شد دلت نیکوسخن گشتی
که جز ویران سخن ناید برون از خاطر ویران.
ناصرخسرو.
کلمات دیگر: