کلمه جو
صفحه اصلی

دیر فهم

فارسی به انگلیسی

dense, obtuse, slow


obtuse, slow


obtuse, slow, thick, imperceptive, dense

مترادف و متضاد

witless (صفت)
بی خبر، بی معنی، نادان، کودن، بی شعور، بی هوش، نفهم، دیر فهم

فرهنگ فارسی

کند فهم . کند ذهن .

لغت نامه دهخدا

دیرفهم. [ ف َ ] ( نف مرکب ) کندفهم. کندذهن. کودن. ( یادداشت مؤلف ).

پیشنهاد کاربران

تنک فهم. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ف َ ] ( ص مرکب ) کسی که قوه ٔ مدرکه ٔ وی سست و ضعیف باشد. ( ناظم الاطباء ) :
به صد جانش خریدم کی روا باشد که بفروشم
به تحسین تنک فهمان و احسان لئیمانش.
عرفی.


کلمات دیگر: