کلمه جو
صفحه اصلی

میعادگاه


مترادف میعادگاه : پاتوق، میعاد، میقاتگاه، وعده گاه

فارسی به انگلیسی

hangout, haunt, rendezvous, tryst

haunt, rendezvous, tryst


مترادف و متضاد

tryst (اسم)
قرار ملاقات، میعادگاه

howff (اسم)
پناه گاه، پاتوغ، میعادگاه

rendezvous (اسم)
پاتوغ، میعادگاه، امدگاه، وعده گاه

meeting place (اسم)
میعادگاه

resort (اسم)
پناه گاه، پاتوغ، میعادگاه، مفر، محل استراحت، مامن، مراجعه، ملجا، رفت و آمد مکرر، ملاقات مکرر

stamping ground (اسم)
میعادگاه، پاتوق

پاتوق، میعاد، میقاتگاه، وعده‌گاه


فرهنگ فارسی

( اسم ) جای وعده وعده گاه :[ با فریب دختر رابمیعادگاه کشانید . ] توضیح [ میعا] خود در عربی اسم مکانست مع هذا در تداول فارسی پسوند [ گاه ] بان ملحق کنند . ( میقاتگاه معبدجای ) .

لغت نامه دهخدا

میعادگاه. ( اِ مرکب ) جایی که دو گروه با هم عهد اتفاق می بندند و قرار مدار کارهای خود را می دهند. ( ناظم الاطباء ). وعده گاه. وعده جای. قرارگاه. جای قرار گذاشتن و وعده دادن :
روان کرد مرکب به میعادگاه
پذیره که دشمن کی آید ز راه.
نظامی.
بهشت از حضرتش میعادگاه است
ز باغ دولتش طوبی گیاه است.
نظامی.
دو لشکر درآمد به میعادگاه
شد آراسته هر دو صف سپاه.
ملاعبداﷲ هاتفی.


کلمات دیگر: