کلمه جو
صفحه اصلی

خوخو

لغت نامه دهخدا

خوخو. [ خ َ خ َ ] ( اِ ) بلغت زند، رسم و قاعده ، آیین. || شمشیر. تیغ. || قوت. توانایی. زور. || شاخه. غصن. || داربستی که استاد بنا روی آن میرود کار می کند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خو شود.

دانشنامه عمومی

خو خو یا خوخو (به انگلیسی: Kho kho) ورزشی شامل دو یا چند تیم ۱۲نفره است که ۹ نفر از هر تیم باید در زمین حضور داشته باشد. این بازی از جنبه هایی به بازی کبدی بسیار شباهت دارد. بازیکنان هر تیم باید تلاش خود را به کار گیرند تا توسط بازیکنان تیم حریف لمس نشوند. این ورزش در جنوب آسیا و به ویژه شبه جزیرهٔ هند بسیار رایج است. همچنین، این بازی در آفریقای جنوبی هم طرفداران خود را دارد.


کلمات دیگر: