کلمه جو
صفحه اصلی

انبوهی نمودن

فرهنگ فارسی

انبوهی کردن

لغت نامه دهخدا

انبوهی نمودن. [ اَم ْ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ]( مص مرکب ) انبوهی کردن. رجوع به انبوهی کردن شود.


کلمات دیگر: