مکیفات
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مکیفه ( مکیف ) : [ تصرفات بسیار و مکیفات بیشمار ( در آتشبازی ) بکاربرده شده است . ] ( الماثر و الاثار . ۱۱۴ )
لغت نامه دهخدا
مکیفات. [ م ُ ک َی ْ ی ِ ] ( ص ، اِ ) مأخوذ از تازی ، هر چیز که کیف و نشاءة دهد و مستی و خوش حالتی آورد. ( از ناظم الاطباء ). ج ِ مکیفة، مؤنث مکیف. رجوع به مکیف شود.
مکیفات. [ م ُ ک َی ْ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکیفة، مؤنث مُکَیّف : اعنی نفس سخن به توکیل الهی بر تجسس از آنچ بیند و شنود از مکیفات کآن چون است و از مقولات که معنی آن چیست. ( جامع الحکمتین ص 12 ). و رجوع به مکیف ( معنی اول ) شود.
مکیفات. [ م ُ ک َی ْ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکیفة، مؤنث مُکَیّف : اعنی نفس سخن به توکیل الهی بر تجسس از آنچ بیند و شنود از مکیفات کآن چون است و از مقولات که معنی آن چیست. ( جامع الحکمتین ص 12 ). و رجوع به مکیف ( معنی اول ) شود.
مکیفات . [ م ُ ک َی ْ ی َ ] (ع اِ) ج ِ مکیفة، مؤنث مُکَیّف : اعنی نفس سخن به توکیل الهی بر تجسس از آنچ بیند و شنود از مکیفات کآن چون است و از مقولات که معنی آن چیست . (جامع الحکمتین ص 12). و رجوع به مکیف (معنی اول ) شود.
مکیفات . [ م ُ ک َی ْ ی ِ ] (ص ، اِ) مأخوذ از تازی ، هر چیز که کیف و نشاءة دهد و مستی و خوش حالتی آورد. (از ناظم الاطباء). ج ِ مکیفة، مؤنث مکیف . رجوع به مکیف شود.
کلمات دیگر: