( اسم ) جمع مکس
ابزاری که بدان آژین می کنند سنگ آسیا را . یا ابزاری آهنی که با آن سنگ آسیا را وقتی که درشت گردد هموار کنند .
ابزاری که بدان آژین می کنند سنگ آسیا را . یا ابزاری آهنی که با آن سنگ آسیا را وقتی که درشت گردد هموار کنند .
مکوس . [ م ِ وَ ] (ع اِ)ابزاری که بدان آژین می کنند سنگ آسیا را. (ناظم الاطباء). || ابزاری آهنی که به آن سنگ آسیا را وقتی که درشت گردد هموار کنند . ج ، مکاوس . (از اقرب الموارد) (از المنجد).
مکوس . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مَکس . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از دزی ج 2 ص 606). المکوس و المراصد، و هما تقابلان الکمارک و العوائد فی هذه الایام و کانوا یأخذون ضریبة من کل تجارة واردة فی البحر او البر مهما یکن نوعها من الانسجة أو المحصولات أو المصنوعات او الرقیق و غیره .(تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان چ مصر جزء دوم ص 93). نوعی عوارض که در حکومتهای اسلامی در سرحدات ممالک مفتوحه از ورود و خروج کالاها می گرفتند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). و رجوع به مکس شود.