کلمه جو
صفحه اصلی

می گرفتن

فرهنگ فارسی

باده خوردن شراب نوشیدن

لغت نامه دهخدا

می گرفتن. [ م َ / م ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) باده خوردن. شراب نوشیدن. می زدن :
روزی بس خرم است می گیر از بامداد
هیچ بهانه نماند ایزد کام تو داد.
منوچهری.
نه نه می نگیرم که میگون سرشکم
که خود زین می کم بها می گریزم.
خاقانی.


کلمات دیگر: