می خوار می پیما می پیماینده
می پیمای
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
می پیمای. [ م َ / م ِ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب )می خوار. ( آنندراج ). می پیما. می پیماینده. باده پیما.که با کس یا کسان به باده گساری پردازد :
ز می خوردن ندارم انبساطی
در آن بزمی که می پیمای من نیست.
ز می خوردن ندارم انبساطی
در آن بزمی که می پیمای من نیست.
ابونصر نصیرای بدخشانی.
کلمات دیگر: