کلمه جو
صفحه اصلی

انتاء

لغت نامه دهخدا

( انتآء ) انتآء. [ اِ ت ِ آ ] ( ع مص ) رجوع شود به انتئاء.
انتاء. [ اِ ] ( ع مص ) سپس ماندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). درنگ کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تأخر. ( از اقرب الموارد ). || شکستن و آماسیده کردن بینی کسی را. || موافق شدن با کسی در شکل و در سیرت ، یقال : انتاءفلاناً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). موافق شدن در شکل و خلق با کسی. ( از اقرب الموارد ).

انتاء. [ اِ ] (ع مص ) سپس ماندن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درنگ کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تأخر. (از اقرب الموارد). || شکستن و آماسیده کردن بینی کسی را. || موافق شدن با کسی در شکل و در سیرت ، یقال : انتاءفلاناً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). موافق شدن در شکل و خلق با کسی . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: