انتحال کردن
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
شعر یا سخن دیگری را گرفتن
لغت نامه دهخدا
انتحال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شعر یا سخن دیگری را گرفتن :مرا هم سزد که این ابیات را از حسن اسدی در مرثیه معن زائده انتحال کنم. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 446 ).
کلمات دیگر: