کلمه جو
صفحه اصلی

نوقه

لغت نامه دهخدا

( نوقة ) نوقة. [ ن َ ق َ ] ( ع اِمص ) دانائی و مهارت در هر چیزی. ( از منتهی الارب ).حذاقت در هرچیز. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).

نوقة. [ ن َ وَ ق َ ] ( ع اِ ) آنان که پاک کنند گوشت را از پیه جهت جهودان و ایشان امنای جهودانند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). قصاب یهودی که گوشت را از پیه پاک می کند. ( ناظم الاطباء ). واحد آن نائق ، مقلوب ناقی است. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ).

نوقة. [ ن َ ق َ ] (ع اِمص ) دانائی و مهارت در هر چیزی . (از منتهی الارب ).حذاقت در هرچیز. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).


نوقة. [ ن َ وَ ق َ ] (ع اِ) آنان که پاک کنند گوشت را از پیه جهت جهودان و ایشان امنای جهودانند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). قصاب یهودی که گوشت را از پیه پاک می کند. (ناظم الاطباء). واحد آن نائق ، مقلوب ناقی است . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ).



کلمات دیگر: