کلمه جو
صفحه اصلی

اینانلو

لغت نامه دهخدا

اینانلو. ( اِخ ) رجوع به اینالو و جغرافیای سیاسی کیهان شود.

دانشنامه عمومی

اینانلو ایلی ترک زبان از ایلات خمسه می باشد که در نواحی آذربایجان و فارس زندگی می کنند.
ابوالوردی
چلاقلو
اسلام لو
افشار اوشاغی
امیرحاجی
ایران شاهی
بلاغی
بیات
چهارده چریک
چایان
رادبگلو
دهو
دیندارلو
بیگ اینانلو
زرندقلی
سُرکلو
سکّز
قورت
قره قره
چغی لو
کرائی
گوک پر
جرغه (حسین آبادجرغه)
زنگنه
قزلباش (غلباش)
شاهوردی
اکثریت در بخش کشاورزی باغداری در دشت های شیبکوه و قره بلاغ مشغول به کشاورزی هستند و بسیار پررونق می باشد به طوری که دشت قره بلاغ حاصل خیزترین و پربارترین دشت استان فارس می باشد
غلامحسین خان شاهسون سرتیپ توپخانهٔ مبارکه ولدالصدق حسین خان شهاب الملک می گفت: در زمان شاه عباس که بعضی از ایلات شاهسون شدند اجداد من با طایفه خود ازاین کوگ پر برخاسته شاهسون شدند؛ یعنی شاه دوست؛ محمود بگلو، یا عزلو.
آگاهی های بیشتر در این زمینه حاکی از آن است که پنج هزار خانوار از ایل اینانلو «از سنه ۱۲۹۵ زندگانی چادرنشینی را ترک گفته و به زراعت (پرداخته اند) و محل اقامت آن ها بیشتر در مشرق و جنوب شرقی ایالت فارس است ….»

پیشنهاد کاربران

اینان یعنی باور کن، لو یعنی شریف=مردمان شریف

مومن ، معتقد، باورمند

طایفه اینانلو ایل کرمانج آریایی ساکن قوچان و خراسان شمالی


قوم بزرگ ترک

نسیم بعد از باران

اینان=باور
لو=طایفه

اینانلو یعنی اصالت و غیرت

اینان احتمالا اسم شخص بوده به معنی باور . لو هم پسوند اصالت ترکی

مردانگی وتعصب :عبرت

برادران کردمون از غصب زمین به غصب تاریخ مردم ترک روی اوردند این اسم ترکی اگه اونا هم کرد باشن معلومه که قبلا ترک بودن و الان کرد زبان شدن جمع کن بابا آریایی توهمی بیش نیست نژادتون اینو نشون نمیده

کسی که به باور هاش اعتقاد داره

اینانلو یعنی باورمند ، معتقد ، دارای اعتمادبه نفس

اینانلو . . . اجداد بزرگ ترکان ودلاور مردان و غیورمردان ترک ایران زمین

. 🧿 طوایف ساکن در فارس . . .
ابیوردی، اسلاملو، چهارداچیریک، قورت، قورت بیگلو، قورت ایلرکی، قورت رحیم شمشیری، دیندارلو، یغمورلو، ایران شاهلو. افشاراوشاقی، چایان، بیات، اصلانلو، زنگنه، بلاغی، امیرحاجی لو، قزلباش ( غلباش ) ، خوبیارلو، دادبیگلو، دهولو، رئیس بیگلو، زرندقلی، سکزلو، قره قره. چیغیلو، توللی، کرایی، گوگ پر، محمودبیگلو، محمدعلی بیگلو، ایل خاص، سوروکلو، الواکلو، قرایی، نوواکی و طایفهٔ شاهسون ساکن در مناطق نیریز و استهبان که از طایفهٔ بزرگ گوگ پر یا ایران شاهی لو می باشند.
درهرصورت مورخان معتقدند ایل اینانلو که از ترکستان ( آسیای صغیر ) به آذربایجان آمده اند به اذن شاه عباس صفوی وارد سپاه شده وبانام شاهسون در خدمت حکومت بوده و حضور این ایل در استان های اربیل ، مرکزی ( ساوه ) آذربایجان های غربی وشرقی خوزستان فارس ، بلداجی چهارمحال بختیاری، شهرفریدن اصفهان ، زنجان ، قزوین ، البرز ، تهران . . . . . . به حکم ماموریت حاکم آن دوران جهت حفاظت از امنیت کشور ومرزها بوده.
پس بی دلیل نیست که میگویند هرجا که دشمن به شاهسون رسید زمین گیر شد و همانجا شد مرز ایران . . . .
✍گردآورنده :احمدجعفری چرخلو پژوهشگر ایل شاهسون

قاملو ( قام لو ) قاملو یک کلمه ی تورکی است. ( غین و قاف در فارسی نیست ) قام مثل قامچی لو . لی در تورکی علامت نسبیت است. است مثل تهرانلی. تبریزلی. پنجه لی ( پنجعلی غلط است ) . گنجه لی ( گنجعلی غلط است ) . . خمارلو. آجرلو. اینانلو. دوقلو ( از فعل دوغماق. ) . . .

ایناللو: غیور ، قدرتمند، با اراده، دلیر و اصالت


کلمات دیگر: