چشمه نوش .
نوش چشمه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نوش چشمه. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) چشمه نوش. در بیت زیر کنایت از شرم زن است :
خواست تا نوش چشمه را خارد
مُهراز آب حیات بردارد.
خواست تا نوش چشمه را خارد
مُهراز آب حیات بردارد.
نظامی.
کلمات دیگر: