کلمه جو
صفحه اصلی

نوشتنی

فارسی به انگلیسی

written, (that must be) written

(that must be) written


فرهنگ فارسی

که قابل نوشتن است . که لایق تحریر و کتابت است . که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یابه مصلحت باشد .

لغت نامه دهخدا

نوشتنی. [ ن َ وَ ت َ ]( ص لیاقت ) نوردیدنی. طی کردنی. رجوع به نوشتن شود.

نوشتنی. [ ن ِ وِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل نوشتن است. که لایق تحریر و کتابت است. که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یا به مصلحت باشد :
هرچند نیست درد دل ما نوشتنی
از اشک خود دو سطر به ایما نوشته ایم.
صائب.

نوشتنی . [ ن َ وَ ت َ ](ص لیاقت ) نوردیدنی . طی کردنی . رجوع به نوشتن شود.


نوشتنی . [ ن ِ وِ ت َ ] (ص لیاقت ) که قابل نوشتن است . که لایق تحریر و کتابت است . که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یا به مصلحت باشد :
هرچند نیست درد دل ما نوشتنی
از اشک خود دو سطر به ایما نوشته ایم .

صائب .




کلمات دیگر: