کسی که نصیب و بهر. وی نیکو و خوش باشد . یا که از شیرینی نصیبی دارد .
نوش بهر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نوش بهر. [ ب َ ] ( ص مرکب ) کسی که نصیب و بهره وی نیکو و خوش باشد. ( ناظم الاطباء ). || که از شیرینی نصیبی دارد. شیرین :
پریچهره نوشابه نوش بهر
به فال همایون برون شد ز شهر.
در حیضه خوری به جای زهر است.
چو غنچه خون جگر از لعل نوش بهر توایم.
پریچهره نوشابه نوش بهر
به فال همایون برون شد ز شهر.
نظامی.
حلوا که طعام نوش بهر است در حیضه خوری به جای زهر است.
نظامی.
چو لاله داغ دل از نوبهار عارض توچو غنچه خون جگر از لعل نوش بهر توایم.
امیر شاهی سبزواری ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: