کلمه جو
صفحه اصلی

سیماب در گوش ریختن

فرهنگ فارسی

کنایه از ناشنوا و کر کردن

لغت نامه دهخدا

سیماب در گوش ریختن . [ دَ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از ناشنوا و کر کردن . (از انجمن آرا) :
همه گیتی است بانگ هاون اما نشنود خواجه
که سیماب ضلالت ریخت در گوش اهل خذلانش .

خاقانی (از آنندراج ).


صهیل تازیان آسمان جوش
زمین را ریخته سیماب در گوش .

نظامی (از انجمن آرا).



پیشنهاد کاربران

سیماب در گوش ریختن: کرساختن.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۷ ) .


کلمات دیگر: