عشق و محبت و اندوه والم و غم و آزردگی و ملالت خاطر
سوز و ساز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سوز و ساز. [ زُ ] ( ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) عشق و محبت و اندوه و الم و غم و آزردگی و ملالت خاطر. ( ناظم الاطباء ) :
بر خود چو شمعخنده زنان گریه میکنم
تا با تو سنگدل چکند سوز و ساز من.
بر خود چو شمعخنده زنان گریه میکنم
تا با تو سنگدل چکند سوز و ساز من.
حافظ.
پیشنهاد کاربران
سوز و ساز:سوختن ساختن.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۷ ) .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۷ ) .
کلمات دیگر: