امامقلی میرزا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
امامقلی میرزا. [ اِ ق ُ ] (اِخ ) (عمادالدوله ) از فضلای دوره ٔ قاجاری بود. در المآثر و الاَّثار (ص 187) چنین آمده است : امامقلی میرزا در علوم شرق زمینی لاسیما فنون حکمیه زحمات بسیار برده و بمقامی ارجمند رسیده بود. سالها در سن شباب بمثابه ٔ طلاب حمل کتاب می فرموده بمدارس اساتید می رفته و در عرض اهل استفادت می نشسته است . بالجمله ازمشاهیر هنروران دوران بود - انتهی . او راست : کتاب انشاء. (از مؤلفین کتب چاپی ، تألیف خانبابامشار).
امامقلی میرزا. [ اِ ق ُ ] (اِخ ) پسر کوچکتر نادرشاه افشار که در سال 1160 هَ . ق . بدست علی شاه بردارزاده ٔ نادرشاه در مشهد بقتل رسید. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 293 و جهانگشای نادری چ عبداﷲ انوار ص 427 و دره ٔ نادره چ شهیدی ص 699 شود.
امامقلی میرزا. [ اِ ق ُ ] (اِخ ) پنجمین پسر شاه عباس اول صفوی بود. وی در 1011 هَ. ق . متولد شد و مانند پسران دیگر شاه عباس دور از حرمخانه ٔ شاهی در خانه ٔ جداگانه میان زنان و خواجه سرایان تربیت یافت . در سال 1030 بولیعهدی برگزیده شد و تا سال 1036 ولیعهد بود. در این سال او را بفرمان پدر با میل گداخته کور کردند و بقلعه ٔ الموت بردند، و در آنجا بود تا در سال 1042 بفرمان شاه صفی جانشین شاه عباس کشته شد. رجوع بتاریخ عالم آرای عباسی و زندگانی شاه عباس اول ج 2 ص 192 و دیگر صفحات پس از آن شود.
امامقلی میرزا. [ اِ ق ُ ] ( اِخ ) پسر کوچکتر نادرشاه افشار که در سال 1160 هَ. ق. بدست علی شاه بردارزاده نادرشاه در مشهد بقتل رسید. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 293 و جهانگشای نادری چ عبداﷲ انوار ص 427 و دره نادره چ شهیدی ص 699 شود.
امامقلی میرزا. [ اِ ق ُ ] ( اِخ ) ( عمادالدوله ) از فضلای دوره قاجاری بود. در المآثر و الاَّثار ( ص 187 ) چنین آمده است : امامقلی میرزا در علوم شرق زمینی لاسیما فنون حکمیه زحمات بسیار برده و بمقامی ارجمند رسیده بود. سالها در سن شباب بمثابه طلاب حمل کتاب می فرموده بمدارس اساتید می رفته و در عرض اهل استفادت می نشسته است. بالجمله ازمشاهیر هنروران دوران بود - انتهی. او راست : کتاب انشاء. ( از مؤلفین کتب چاپی ، تألیف خانبابامشار ).
دانشنامه عمومی
سفیر اسپانیا که در سال ۱۰۲۷ او را دیده می گوید:
امامقلی میرزا پسر کوچک شاه بسیار مودب و نجیب بود و با اینکه سنش از ۱۷ یا ۱۸ سال نمی گذشت یک همسر و یک فرزند داشت.
شاه عباس پس از کشتن پسر بزرگ خود محمدباقر میرزا به پسر دیگر خود محمدرضا میرزا نیز بی اعتنایی می کرد، او به امامقلی علاقه زیادی داشت و پس از آنکه در فیروز کوه بیمار شد دستور داد امامقلی میرزا جانشین او شود و پس از بهبودی دستور داد پسر دوم خود را نیز کور کنند.