تانیث مدم . زن دانای تجربه کار .
مؤدمه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مؤدمة ) مؤدمة. [ م ُءْ دَ م َ ] ( ع ص ) تأنیث مؤدم. ( یادداشت مؤلف ). زن دانای تجربه کار. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مؤدم شود.
مؤدمة. [ م ُءْ دَ م َ ] (ع ص ) تأنیث مؤدم . (یادداشت مؤلف ). زن دانای تجربه کار. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به مؤدم شود.
کلمات دیگر: