سپردن ملک . تفویض مملکت .
ملک سپاری
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملک سپاری. [ م ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) سپردن ملک. تفویض مملکت. واگذاری کشور و پادشاهی به دیگر کس :
ای ملک ستانی که بجز ملک سپاری
با تو ندهد فایده یک ملک ستان را.
ای ملک ستانی که بجز ملک سپاری
با تو ندهد فایده یک ملک ستان را.
انوری ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: