آه برخاستن ندامت و حسرت خاستن
افسوس خاستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افسوس خاستن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) آه برخاستن. ندامت و حسرت خاستن :
آن ساز نما که چون زنی کوس
خیزد ز جهان هزار افسوس.
آن ساز نما که چون زنی کوس
خیزد ز جهان هزار افسوس.
فیضی اکبرآبادی ( از ارمغان آصفی ).
کلمات دیگر: