گشاینده ملک . کشور گشای .
ملک گشای
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملک گشای. [ م ُ گ ُ ] ( نف مرکب ) گشاینده ملک.کشورگشای. فتح کننده کشور. فاتح مملکت :
خلف دیده سلغر ملک دولت و دین
فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.
خلف دیده سلغر ملک دولت و دین
فلک آیت رحمت ملک ملک گشای.
سعدی.
کلمات دیگر: