دوات سیاهی آن درست کرده و لیقه داده باشند در آن مرکب و سیاهی بالیقه انداخته باشند .
ملیقه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( ملیقة ) ملیقة. [ م َ ق َ ] ( ع اِ ) دوات که سیاهی آن درست کرده و لیقه داده باشند در آن. ( منتهی الارب ). دواتی که در آن مرکب و سیاهی با لیقه انداخته باشند. ( ناظم الاطباء ). دوات. فرضه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ملیقة. [ م َ ق َ ] (ع اِ) دوات که سیاهی آن درست کرده و لیقه داده باشند در آن . (منتهی الارب ). دواتی که در آن مرکب و سیاهی با لیقه انداخته باشند. (ناظم الاطباء). دوات . فرضه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات دیگر: