آنکه خصلت و نهاد وی مانند فرشته باشد و نیک نهاد .
ملک صفات
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملک صفات. [ م َ ل َ ص ِ ] ( ص مرکب ) آنکه خصلت و نهاد وی مانند فرشته باشد و نیک نهاد. ( ناظم الاطباء ) :
ملک صفات وزیرا ملک نشان صدرا
به تست قلب من ابریز و سلب من ایجاب.
سپهر گفت که من کهترین عملدارم.
شکست رونق بازار نافه ختن است.
ملک صفات وزیرا ملک نشان صدرا
به تست قلب من ابریز و سلب من ایجاب.
خاقانی.
ملک صفاتی کاندر ممالک شرفش سپهر گفت که من کهترین عملدارم.
خاقانی.
ملک صفات بزرگی که نطق فایح اوشکست رونق بازار نافه ختن است.
ابن یمین.
کلمات دیگر: