کلمه جو
صفحه اصلی

افضل الدوله

فرهنگ فارسی

محمد بن ابی الحکم عبد ... کنیت او ابو المجدست .

لغت نامه دهخدا

افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) محمدبن ابی الحکم عبد... کنیت او ابوالمجد است . رجوع به ابوالمجد و محمدبن ابی الحکم و عیون الاخبار و قاموس الاعلام ترکی شود.


( افضل الدولة ) افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) یا افضل الملک پسر سوم مرحوم آخوندملامحمد جعفر که بقولی در 1267 هَ. ق. تولد یافت و از نزدیکان سیدجمال الدین اسدآبادی بود. وی بزبانهای عربی و ترکی و فرانسه آشنایی داشت و بسیار خوشنویس بود و رساله کوچکی در تاریخ و جغرافیای کرمان دارد. رجوع به مقدمه تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی شود.

افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) یکی از ملوک سلسله نظام حیدرآباد هند است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) محمدبن ابی الحکم عبد... کنیت او ابوالمجد است. رجوع به ابوالمجد و محمدبن ابی الحکم و عیون الاخبار و قاموس الاعلام ترکی شود.

افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) یا افضل الملک پسر سوم مرحوم آخوندملامحمد جعفر که بقولی در 1267 هَ . ق . تولد یافت و از نزدیکان سیدجمال الدین اسدآبادی بود. وی بزبانهای عربی و ترکی و فرانسه آشنایی داشت و بسیار خوشنویس بود و رساله ٔ کوچکی در تاریخ و جغرافیای کرمان دارد. رجوع به مقدمه ٔ تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی شود.


افضل الدولة. [ اَ ض َ لُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) یکی از ملوک سلسله ٔ نظام حیدرآباد هند است . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.



کلمات دیگر: