افشا شدن
افشا دادن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افشا دادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) افشا شدن :
سر ازل و راز ابد بی مدد وحی
چون طعنه عدل تو به هر جادهد افشا.
سر ازل و راز ابد بی مدد وحی
چون طعنه عدل تو به هر جادهد افشا.
سنجر کاشی ( از بهار عجم ).
کلمات دیگر: