افسانه گوش دادن
افسانه شنیدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افسانه شنیدن. [ اَ ن َ / ن ِ ش َ دَ ] ( مص مرکب ) افسانه گوش دادن. بقصه و داستان گوش دادن :
ز من باید شنید افسانه عشق
که خوردم از ازل پیمانه عشق.
ز من باید شنید افسانه عشق
که خوردم از ازل پیمانه عشق.
باقر کاشی ( از ارمغان آصفی ).
کلمات دیگر: