جزع کننده، ناشکیبا
( صفت ) ناشکیبا جزع کننده .
( صفت ) ناشکیبا جزع کننده .
(جُ) [ ع . ] (مص ل .) بی تابی کردن ، ناشکیبایی کردن .
(جَ) (ص .) ناشکیبا.
ابوالعباس صفری .
جزوع . [ ج ُ ] (ع مص ) ناشکیبائی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). جَزَع . (از متن اللغة) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).