کلمه جو
صفحه اصلی

ایل جاری کردن

فرهنگ فارسی

خبر کردن . ابلاغ کردن

لغت نامه دهخدا

ایل جاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خبر کردن. ابلاغ کردن. اطلاع دادن مردم ده را برای کاری.


کلمات دیگر: