گیاه ترش چریدن شتر بکرانه آب و پیوسته بودن بر آن .
ایضاع
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ایضاع. ( ع مص ) ( از «وض ع » ) گیاه ترش چریدن شتر بکرانه آب و پیوسته بودن بر آن. || تیز رفتن شتر. تیز راندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شتابیدن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ، ص 24 ). بشتابانیدن و بشتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || زیان زده گردیدن مردم در تجارت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زیان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
دانشنامه عمومی
شتافتن، شتاب کردن. || زیان کردن.
کلمات دیگر: