تورش. ( ص ) ترش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترش شود.
تورش
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
سو گیری، پیش داوری در یک نگرش ( اقتصادی)، مثال:تورش های رفتاری سرمایه گذاران
سوگیری، تعصّب ، تمایل به یک طرف
پیشنهاد کاربران
�تُورِش�
تور ( با ضمه ت و کسره ر ) از جنس صفت است. با اضافه کردن ش به ان کلمه تورش حاصل شده که اسم است. تور به معنی تیره و تاریک است.
تور ( با ضمه ت و کسره ر ) از جنس صفت است. با اضافه کردن ش به ان کلمه تورش حاصل شده که اسم است. تور به معنی تیره و تاریک است.
این واژه من درآوردی است وانگیزه مصطلح سازی آن ناشی از عدم شناخت از ساختار یک زبان میباشدکه هدف جا انداختن آن بجای کلمه ی " انحراف" میباشد.
در علم اقتصاد:این امر محاسبات دچار تورش خواهد کرد
تورش به معنی اختلال یا بهم ریختگی میتونه تعبیر بشه
تورش به معنی اختلال یا بهم ریختگی میتونه تعبیر بشه
سوگیری
تورش، خطای منظم در پژوهش است که به طور ذاتی فرد یا وسیله اندازه گیری انجام می دهد.
- تلفظ: tūreš
- معنی: انحراف، سوگیری
- معادل انگلیسی: bias
- ریشه شناسی: اسم مصدر از توریدن به معنی دور شدن و به یک سو رفتن.
- معنی: انحراف، سوگیری
- معادل انگلیسی: bias
- ریشه شناسی: اسم مصدر از توریدن به معنی دور شدن و به یک سو رفتن.
سوگیری ، خطائی سیستماتیک که آغاز انحراف از واقعیت و حقیقت در پژوهش است ، جهت گیری و یکسونگری معادل لغت bias در زبان انگلیسی می باشد.
کلمات دیگر: