ارد , گرد , پودر , ارد کردن , پودر شدن , عمل اسياب کردن , گندم اسيابي , جو اسيابي , ارد کردن جو خيسانده , سود , قسمت
طحین
عربی به فارسی
فرهنگ فارسی
آرد
۱ - آرد رقیق . ۲ - گندم آس شده .
۱ - آرد رقیق . ۲ - گندم آس شده .
فرهنگ معین
(طَ ) [ ع . ] (اِ. ) آرد، گندم رقیق .
لغت نامه دهخدا
طحین. [ طَ ] ( ع اِ )آرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دقیق. گندم ِ آس شده.
فرهنگ عمید
آرد.
کلمات دیگر: