پس از متفرق شدن آریاییان در بخشهای مختلف نجد ایران گروهی از آنان در محلی اقامت گزیدند .
ایران ویچ
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
ایرانویچ خاستگاه اولیه همه آریاییان گیتی بود که روزگاری همه با هم در این سرزمین سردسیر در کنار توده های آتش سرخ سوزان خود را گرم میکردند و در طبیعت زیبای آن به دیدن مناظر شگرف و زمزمه نسیم صبحگاهی و تموج جویبارها می پرداختند و از نوشیدن عصاره گیاه نشاط آور سومه ( هئومه ) سرمست شده به پرستش و ستایش ایزدان می پرداختند.
پژوهش در تعیین موقعیت جغرافیایی این مکان در قرون اخیر موضوع بحث بسیاری از دانشمندان بوده و گروهی آنرا سرزمینی افسانه ای و خیالی و عده ای با استناد به توصیفات آب و هوایی و برخی گزارشات در متون دینی هر یک منطقه ای از جهان را حدس زده اند که پرداختن به این حدسیات موضوع بحث ما در این بخش نیست.
ایرانویچ واژه ای به زبان پهلوی است که از نام اوستایی ائیرینه وئیجه Airiyana. Vaejah گرفته شده که به معنای خاستگاه یا مرکزیت یا محل تمرکزائیری ها است و ائیریه واژه اوستایی به معنای آزاده است و نامیست که به طبقه اشراف و سلحشوران این ملت اطلاق میگردید. این واژه در منابع هندی اریه و در کتیبه های هخامنشی نیز اریه نامیده شده که امروزه آریا می نامیم.
در وندیداد اوستا به جز توصیف آب و هوایی و اشاره به سرمای دیو داده و وفور نوعی مار که به آن اشاره داشتیم چندان که باید به موقعیت جغرافیایی ایرانویچ پرداخته نشده است. اشاره به ده ماه زمستانی و وجود سیلابهای پیشرفته در زمستان هم نمیتواند مشخصه منطقه خاصی از جهان باشد. در بخش یشتهای اوستا نیز بارها از ایرانویچ و رودخانه دائیتی نیک ( ونگوهی داییتی ) یاد شده است اما نام هیچ رودخانه ای در تاریخ شناخته شده جهان باستان با نام این رود مطابقت ندارد.
در منابع پهلوی به نقل از متون دینی مذکور است که جهان از هفت کشور تشکیل شده بود که کشور مرکزی را خونیره یا خونیرث Xvaniratha می نامیدند و ایرانویج در ناف جهان و در میان کشور خونیره واقع بوده و در شمال خونیره در بن کده زمستان دو کشور دیگر به نامهای وئوروبرشت Vourubaresht و وئوروجرشت Vourujaresht قرار داشتند که علی القاعده ایرانویچ در جنوب آنها جای داشته است. اما این توضیحات کافی بنظر نمیرسد و ما در تاریخ شناخته شده و مدون جهان حتی در عهد عتیق اسامی چنین کشورهایی را نشنیده ایم و به عبارتی با توجه به مجموعه آنچه در منابع ایرانی آمده است چیزی از موقعیت جغرافیایی ایرانویچ دستگیر نمیشود و ما ناگزیر به مراجعه به منابع اساطیری هندوان هستیم.
پژوهش در تعیین موقعیت جغرافیایی این مکان در قرون اخیر موضوع بحث بسیاری از دانشمندان بوده و گروهی آنرا سرزمینی افسانه ای و خیالی و عده ای با استناد به توصیفات آب و هوایی و برخی گزارشات در متون دینی هر یک منطقه ای از جهان را حدس زده اند که پرداختن به این حدسیات موضوع بحث ما در این بخش نیست.
ایرانویچ واژه ای به زبان پهلوی است که از نام اوستایی ائیرینه وئیجه Airiyana. Vaejah گرفته شده که به معنای خاستگاه یا مرکزیت یا محل تمرکزائیری ها است و ائیریه واژه اوستایی به معنای آزاده است و نامیست که به طبقه اشراف و سلحشوران این ملت اطلاق میگردید. این واژه در منابع هندی اریه و در کتیبه های هخامنشی نیز اریه نامیده شده که امروزه آریا می نامیم.
در وندیداد اوستا به جز توصیف آب و هوایی و اشاره به سرمای دیو داده و وفور نوعی مار که به آن اشاره داشتیم چندان که باید به موقعیت جغرافیایی ایرانویچ پرداخته نشده است. اشاره به ده ماه زمستانی و وجود سیلابهای پیشرفته در زمستان هم نمیتواند مشخصه منطقه خاصی از جهان باشد. در بخش یشتهای اوستا نیز بارها از ایرانویچ و رودخانه دائیتی نیک ( ونگوهی داییتی ) یاد شده است اما نام هیچ رودخانه ای در تاریخ شناخته شده جهان باستان با نام این رود مطابقت ندارد.
در منابع پهلوی به نقل از متون دینی مذکور است که جهان از هفت کشور تشکیل شده بود که کشور مرکزی را خونیره یا خونیرث Xvaniratha می نامیدند و ایرانویج در ناف جهان و در میان کشور خونیره واقع بوده و در شمال خونیره در بن کده زمستان دو کشور دیگر به نامهای وئوروبرشت Vourubaresht و وئوروجرشت Vourujaresht قرار داشتند که علی القاعده ایرانویچ در جنوب آنها جای داشته است. اما این توضیحات کافی بنظر نمیرسد و ما در تاریخ شناخته شده و مدون جهان حتی در عهد عتیق اسامی چنین کشورهایی را نشنیده ایم و به عبارتی با توجه به مجموعه آنچه در منابع ایرانی آمده است چیزی از موقعیت جغرافیایی ایرانویچ دستگیر نمیشود و ما ناگزیر به مراجعه به منابع اساطیری هندوان هستیم.
هسته مرکزی و نخستین نژاد آریا
کلمات دیگر: