چوب باز . بازیگر وقت فدوم ملوک وامرا . آنکه بازیگری می کند پیشاپیش امیر هنگام قدوم وی به شهر .
مقلس
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مقلس . [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] (ع ص ) چوب باز. (مهذب الاسماء). بازیگر وقت قدوم ملوک و امرا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آن که بازیگری می کند پیشاپیش امیر هنگام قدوم وی به شهر. (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
مقلس. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) مرحوم دهخدا در یادداشتی آرند: این وصف فاعلی را از باب افعال در لغتنامه ها نیافتم ومقلس از باب تفعیل بمعنی بازیگر گاه قدوم ملوک و امرا آمده است :
بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک ، مقلس و قلاش و رند.
مقلس. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) چوب باز. ( مهذب الاسماء ). بازیگر وقت قدوم ملوک و امرا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آن که بازیگری می کند پیشاپیش امیر هنگام قدوم وی به شهر. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ماده قبل شود.
بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک ، مقلس و قلاش و رند.
سوزنی ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مقلس. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) چوب باز. ( مهذب الاسماء ). بازیگر وقت قدوم ملوک و امرا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آن که بازیگری می کند پیشاپیش امیر هنگام قدوم وی به شهر. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ماده قبل شود.
مقلس . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) مرحوم دهخدا در یادداشتی آرند: این وصف فاعلی را از باب افعال در لغتنامه ها نیافتم ومقلس از باب تفعیل بمعنی بازیگر گاه قدوم ملوک و امرا آمده است :
بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک ، مقلس و قلاش و رند.
بهره ورند از سخات اهل صلاح و فساد
زاهد و عابد چنانک ، مقلس و قلاش و رند.
سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
دانشنامه عمومی
مقلس (به عربی: مقلس) یک روستا در سوریه است که در استان حمص واقع شده است. مقلس ۳۷۵ نفر جمعیت دارد و ۸۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای سوریه
فهرست شهرهای سوریه
wiki: مقلس
کلمات دیگر: