اعوجی. [ اَع ْ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به اعوج که نام اسبی است از عرب در جاهلیت :
آفرین زآن مرکب شبدیزنعل رخش روی
اعوجی مادرش و آن مادرش یحموم شوی.
رخش فرمان و براق اندام و شبرنگ اهتزاز.
آفرین زآن مرکب شبدیزنعل رخش روی
اعوجی مادرش و آن مادرش یحموم شوی.
منوچهری.
اعوجی کردار و دلدل قامت و شبدیزنعل رخش فرمان و براق اندام و شبرنگ اهتزاز.
منوچهری.
رجوع به اعوج شود.