مترادف متهتک : پرده دریده، بی نام وننگ، بی پروا
متهتک
مترادف متهتک : پرده دریده، بی نام وننگ، بی پروا
مترادف و متضاد
پردهدریده، بیناموننگ، بیپروا
فرهنگ معین
(مُ تَ هَ تِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) رسوا شونده ، متفضح .
لغت نامه دهخدا
متهتک. [ م ُت َ هََ ت ْ ت ِ ] ( ع ص ) رجل متهتک ، مرد بی پروای که ازرسوایی باک ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بی پروا. رسوا. مفتضح. پرده دریده. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
دولت ز مهتر متهتک جدا سزد
از تو جدا مباد که بس بی تهتکی.
دولت ز مهتر متهتک جدا سزد
از تو جدا مباد که بس بی تهتکی.
سوزنی.
و از متهتکان قفچاق یکی بود که نام او بچمن بود. ( جهانگشای جوینی ).فرهنگ عمید
مرد بی پروا که از رسوایی باک نداشته باشد.
کلمات دیگر: