کلمه جو
صفحه اصلی

ایینه ٔ زانو

فرهنگ فارسی

( آیینه زانو ) استخوان و بر آمدگی زانو از قدام

لغت نامه دهخدا

( آیینه زانو ) آیینه زانو. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) استخوان و برآمدگی زانو از قدام.مقابل چفته یعنی فرورفتگی زانو از خلف. آینه زانو.آینه. آیینه. کاسه زانو. داغصه. رضفه :
وگر از پرده صورت برون آیی بیاموزی
صفا زآیینه زانو ادب از لوح پیشانی.
سیف اسفرنگ.
بسته ام من روی با آیینه زانوی خویش
تا کنون آن ماه چون آیینه روباروی کیست ؟
جامی.
|| ثَفِنه ( در اشتر ).


کلمات دیگر: