کلمه جو
صفحه اصلی

شهرکهنه

لغت نامه دهخدا

شهرکهنه . [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] (اِخ ) نام شهری در حومه ٔ یزد است . (از نزهةالقلوب ج 3 ص 188).


شهرکهنه. [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری در حومه یزد است. ( از نزهةالقلوب ج 3 ص 188 ).، شهر کهنه. [ ش َ رِ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور. در جنوب این ده مزار شیخ فریدالدین عطار و نقاش معروف کمال الملک واقع است و در شمال خاوری طفلان با مسلم مدفون است. در خاور آن تپه ای است معروف به آلب ارسلان که آمریکائیها در آن کاوش کرده اند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

شهر کهنه. [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای بخش حومه شهرستان قوچان است و از 18 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و در حدود 11234 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

شهر کهنه. [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) قصبه مرکز دهستان بخش حومه شهرستان قوچان است و 2420 تن سکنه دارد. شهر قوچان در سابق در محل فعلی این قصبه بوده است که زلزله های متوالی آنرا خراب کرده است. مقبره شاهزاده ابراهیم در آنجاست. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

دانشنامه عمومی

شهرکهنه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شهرکهنه (قوچان)
شهرکهنه (نیشابور)


کلمات دیگر: