نگهبانی و حفاظت سگ .
سگبانی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سگبانی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل سگبان :
برای پرورش جسم ، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس بسگبانی.
در جنب سگان از آن نشینم.
برای پرورش جسم ، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس بسگبانی.
رودکی.
سگبانی تو همی گزینم در جنب سگان از آن نشینم.
نظامی.
کلمات دیگر: