اندیشه کننده در اندیشه
سگالش کنان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سگالش کنان. [ س ِ ل ِ ک ُ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) اندیشه کننده. دراندیشه. به اندیشه. بفکر :
درآمد بناورد چالش کنان
به خون مخالف سگالش کنان.
درآمد بناورد چالش کنان
به خون مخالف سگالش کنان.
نظامی.
کلمات دیگر: