خضرائ دمن خضرائ الدمن
خضر ادمن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خضرادمن. [ خ َ دِ م َ ] ( اِ مرکب ) خضراء دمن. خضراءالدمن.رجوع به خضراء دمن در این لغت نامه شود :
خضرادمنی و خضردامن
درساز چو آب خضر با من.
خضرادمنی و خضردامن
درساز چو آب خضر با من.
نظامی.
کلمات دیگر: