پشت مازو
فارسی به انگلیسی
fillet, undercut, chine
saddle
مترادف و متضاد
سربند، گیس بند، نوار، قیطان، پشت مازو، تذهیب کاری کردن، گچ بری، اهن تنکه یا تسمه اهن
سربند، گیس بند، نوار، قیطان، فیله، توری دارای اشکال مربع، پشت مازو، تذهیب کاری کردن، گچ بری، اهن تنکه یا تسمه اهن
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- استخوانهای میان پشت فقرات راسته پشت مزه پشت مازو پشت ناو . ۲- گوشتی است که بر دو طرف ستون فقرات جای دارد راسته.
لغت نامه دهخدا
پشت مازو. [ پ ُ ] ( اِ مرکب ) پشت مازَه.
کلمات دیگر: