احصن. [ اَ ص َ ] ( ع ن تف ) حصین تر.
احصن
لغت نامه دهخدا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أُحْصِنَّ: شوهر دار شدند
معنی أَحْسَنُ: نیکوتر - نیکوترین
معنی أَحْسِن: نیکی کن
ریشه کلمه:
حصن (۱۸ بار)
معنی أَحْسَنُ: نیکوتر - نیکوترین
معنی أَحْسِن: نیکی کن
ریشه کلمه:
حصن (۱۸ بار)
wikialkb: أُحْصِن
کلمات دیگر: