جیاءة. [ ءَ ] (ع اِ) چیزی که بر آن دیگ نهند. (اقرب الموارد). غلاف دیگ . (منتهی الارب ). رجوع به جیاء و جیاوة و جواء شود.
جیاءه
لغت نامه دهخدا
( جیاءة ) جیاءة. [ ءَ ] ( ع اِ ) چیزی که بر آن دیگ نهند. ( اقرب الموارد ). غلاف دیگ. ( منتهی الارب ). رجوع به جیاء و جیاوة و جواء شود.
جیاءة. [ ءَ ] ( ع اِ ) گچ. ( ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). و در تاج العروس ضبط کلمه معلوم نیست. ( ذیل اقرب الموارد ).
جیاءة. [ ج َ ءَ ] ( ع اِ ) ریم و خون. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || جیئة. ( اقرب الموارد ). لای. || ( مص ) آمدن. مَجی ٔ. || آوردن کسی را. || غالب آمدن کسی را به آمدن. ( منتهی الارب ). || رفتن. رجوع به جیئة شود.
جیاءة. [ ءَ ] ( ع اِ ) گچ. ( ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). و در تاج العروس ضبط کلمه معلوم نیست. ( ذیل اقرب الموارد ).
جیاءة. [ ج َ ءَ ] ( ع اِ ) ریم و خون. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || جیئة. ( اقرب الموارد ). لای. || ( مص ) آمدن. مَجی ٔ. || آوردن کسی را. || غالب آمدن کسی را به آمدن. ( منتهی الارب ). || رفتن. رجوع به جیئة شود.
جیاءة. [ ءَ ] (ع اِ) گچ . (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). و در تاج العروس ضبط کلمه معلوم نیست . (ذیل اقرب الموارد).
جیاءة. [ ج َ ءَ ] (ع اِ) ریم و خون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || جیئة. (اقرب الموارد). لای . || (مص ) آمدن . مَجی ٔ. || آوردن کسی را. || غالب آمدن کسی را به آمدن . (منتهی الارب ). || رفتن . رجوع به جیئة شود.
کلمات دیگر: