چکک
جکک
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جکک . [ ج َ ک َ ] (هندی ، اِ) جَشَک . رجوع به جشک در همین لغت نامه شود.
جکک . [ ج ُ ک َ ] (اِ) چکک . رجوع به همین لغت نامه شود.
جکک. [ ج َ ک َ ] ( هندی ، اِ ) جَشَک. رجوع به جشک در همین لغت نامه شود.
جکک. [ ج ُ ک َ ] ( اِ ) چکک. رجوع به همین لغت نامه شود.
جکک. [ ج ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نودان بخش کوهمره نودان خاوری کازرون در 3هزارگزی شمال نودان ، در دامنه جنوبی کوه نودان. جلگه و معتدل است و سکنه آن 326 تن اند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و خرما و برنج و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جکک. [ ج ُ ک َ ] ( اِ ) چکک. رجوع به همین لغت نامه شود.
جکک. [ ج ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نودان بخش کوهمره نودان خاوری کازرون در 3هزارگزی شمال نودان ، در دامنه جنوبی کوه نودان. جلگه و معتدل است و سکنه آن 326 تن اند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و خرما و برنج و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جکک . [ ج ُ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نودان بخش کوهمره نودان خاوری کازرون در 3هزارگزی شمال نودان ، در دامنه ٔ جنوبی کوه نودان . جلگه و معتدل است و سکنه ٔ آن 326 تن اند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و خرما و برنج و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
کلمات دیگر: