کلمه جو
صفحه اصلی

ده ملک

لغت نامه دهخدا

ده ملک . [ دِه ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش راین شهرستان بم . واقع در شش هزارگزی شمال راین . سکنه ٔ آن 150 تن . آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن فرعی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).


ده ملک . [ دِه ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان . واقع در 56هزارگزی شمال باختری راور. سکنه ٔ آن 600تن . راه آن فرعی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).


ده ملک. [ دِه ْ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش راین شهرستان بم. واقع در شش هزارگزی شمال راین. سکنه آن 150 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن فرعی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

ده ملک. [ دِه ْ م َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان. واقع در 56هزارگزی شمال باختری راور. سکنه آن 600تن. راه آن فرعی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

ده ملِک جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ ورزاب ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۵۹۱۴ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان

پیشنهاد کاربران

ده ملک روستایی از توابع بخش رستاق شهرستان داراب فارس


کلمات دیگر: